احساس متداعی از یه روز سرد
دلبرکم چیزی بگو به من که از گریه پرام
به من که بی صدای تو از شب شکست می خورم
دلبرم چیزی بگو به من که گرم هق هق ام
به من که اخرینه ای اواره های عاشقم
چیزی بگو که ایینه خسته نشه از بی کسی
غزل بشن گلایه هانه هق هق دلواپسی
نزار که از سکوت تو پر پر بشن ترانه ها
دوباره من بمونمو خاکستر پروانه ها
چیزی بگو اما نگو از مرگ یاد وخاطره
کابوس رفتنت بگو از لحظه های من بره
چیزی بگو اما نگو قصه ما به سر رسید
نگو که خورشیدک شب چادر شب به سر کشید
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۰ بهمن ۱۳۹۲ ساعت 20:2 توسط matham
|