اینقدر تورو دوست دارم که هیچ کسی کسی رو اینجوری دوست نداشت

اینقدر برات میمیرم قد یه دنیا خوبی قد هزار تا پروانه

بی تو دلم می گیره وقتی تنها میشم کارم انتظاره

انقدر تورو دوست دارم که هیچ کسی کسی رو اینجوری دوست نداشت

وقتی نگاهم می کنی قشنگی هاتو دوست دارم

حالت معصوم چشات رنگ نگاتو دوست دارم

وقتی صداتو می شنوم دلم برات پر می زنه

ترس یه روز ندیدنت غم بزرگ قلبمه

واست می میرم

سردی نگاهو بشکن ، فاصله سزای ما نیست
تو بمون واسه همیشه ، این جدایی حق ما نیست
بودن تو آرزومه حتی واسه ی یه لحظه
می میرم بی تو

خوندن من یه بهانه است ، یه سرود عاشقانه است
من برات ترانه می گم تا بدونی که باهاتم
تو خود دلیل بودنم ، بی تو شب سحر نمی شه
می میرم بی تو

من عشقت رو به همه دنیا نمی دم
حتی یادت رو به کوه و دریا نمی دم
با تو می مونم واسه همیشه

اگه دنیا بخواد من و تو تنها بمونیم
واست می میرم ، جواب دنیا رو می دم
با تو می مونم واسه همیشه

من عشقت رو به همه دنیا نمی دم
حتی یادت رو به کوه و دریا نمی دم
با تو می مونم واسه همیشه

خاطرات تو رو چه خوب چه بد حک می کنم
توی تنهایی هام فقط به تو فکر می کنم
با تو می مونم واسه همیشه

اگه دنیا بخواد من و تو تنها بمونیم
واست می میرم ، جواب دنیا رو می دم
با تو می مونم واسه همیشه

اگه دنیا بخواد من و تو تنها بمونیم
واست می میرم ، جواب دنیا رو می دم
با تو می مونم واسه همیشه

سردی نگاه رو بشکن ، فاصله سزای ما نیست
تو بمون واسه همیشه ، این جدایی حق ما نیست
بودن تو آرزومه حتی واسه ی یه لحظه
می میرم بی تو

خوندن من یه بهانه است ، یه سرود عاشقانه است
من برات ترانه می گم تا بدونی که باهاتم
تو خود دلیل بودنم ، بی تو شب سحر نمی شه
می میرم بی تو

من عشقت رو به همه دنیا نمی دم
حتی یادت رو به کوه و دریا نمی دم
با تو می مونم واسه همیشه

خاطرات تو رو چه خوب چه بد حک می کنم
توی تنهایی هام فقط به تو فکر می کنم
با تو می مونم واسه همیشه

خوب بودن؟!

امروز عزیزم ازم پرسید من خوبم ؟

واقعا خوب بودن یعنی چی ؟ به کی میگن خوب ؟

خوب بودن نسبیه ! هر کس واسه خودش از دید خودش خوب و خوب بودن رو تعریف میکنه 

وای چه قدر تعریف خوب بودن! اما واقعا اصلش چیه ؟ یاد چند روز پیش افتادم ، اصلا بزارین اینجوری تعریف کنم که چند روز پیش در مقابل یکی از دوستام مثل خودش شدم یعنی خودم نبودم بلکه اون بودم ، مثل خودش حرف زدم مثل خودش رفتار کردم و اصلا خودم نبودم و اون راضی از رفتار من که چهههههه قدر من خوب بودم از پیشم رفت

اما ایا من خوب بودم ؟! از نظر اون که مثل خودش بودم و خوب بودن از دید اون تعریف شد من خوب بودم اما از دید خودم من اصلا خوب نبودم چون خودم نبودم

یک قسمت خیلی مهم توی پروانه بودن و پروانگی اینکه که ادما رها باشن ازاد باشن اما چه طوری میشه ازاد و رها بود ؟! یکی از رکن های اساسی اون اینه که هر کس خودش باشه " البته اینا فقط نظر های منه"

من اون روز خودم نبودم ازاد نبودم  رها نبودم اسیر تعریف خوب بودن از دید اون بودم ، حالا سوال اینجاست که این بهتر نیست که من واسه دوستم خوب جلوه داده شدم ؟ و شاید حتی واسه دوستم عزیز تر هم شدم هرچی باشه خوب رفتار کردم ، اما اگه من خودم بودم  بهتر نبود ؟! شاید اون خوشش نمیومد شاید احساسی رو که الان داره رو نداشت اما بهتر از این نیست اگه هر کس خودش باشه بعد ما ، من ، تو و هر کسی بر اساس چیزی که دیگرون هستن ازشون انتظار داشته باشیم بهتر نیست ؟ وگر نه  هر کس چند تا دوست داره ؟ اگه بخوایم بر اساس نظر هر کس رفتار کنیم چند تا نقاب باید بزنیم ؟!

من دوس دارم رها باشم ، رفتار مطابق میل دیگرون یا رنگ عوض کردن بال های پروانه وجودم مطابق سلیقه دیگرون دوست ندارم ، حالا از نظر من عزیز من خوبه اما این خوب بودن اول باید از نظر خودش باشه اگه هر کسی اول خوب بودن رو واسه خودش تعریف کنه بعد رفتار کنه دیگه هیچ کس نیاز نیست تغیر کنه واسه خاطر هیچ کس دیگه!   ""و اون رفتارم با دوستم دیگه تکرار نمیشه چون یه پروانه کوچولو از وجودمو پر دادم رفت با خودم نبودن! ""

عزیز من تو خوبی از نظر من تو خوبی اما یه قسمت هایی از وجودت مطابق میل من نیست اما این درست نیست که همه ی وجودت طبق میل من باشه  ، تو خودت باش و خوب بودن رو واسه خودت تعریف کن و انجام بده اگر تعریفت درست باشه و رفتارت کاملش کنه شخصیتی میسازی که نتها من که دوستت دارم بلکه هر کسی به تو خواهد گفت که تو خوبی x-: