نمی دانم
می زند در من فریاد
نمی دانم چیست و چرا ؟!
من با خود چه کردم
که هر لحظه بی تو برایم پر از آشوبست
گا ه بر من گویند ازین احساس بگذر
احساسی که این چنین می زند بر لبانت مهر خاموشی
این چنین پرواز را از یادتت می برد
آه ، به خود گوییم نکند این احساس
همان سیب کالی بود کز درخت افتاد
و من ز کنجکاوی همه روز هایم را با اویم
بر او گازی زدمو طعمش به دلم نشست
حال نمی دانم چه کنم
مابقی سیب را ؟ !
+ نوشته شده در سه شنبه ۱ شهریور ۱۳۹۰ ساعت 18:48 توسط matham
|